میل دختر به خودآرایى، از این حسّ شکارچىگرى او ناشى مىشود که خداوند براى هدف متعالى «پیوند همسرى» در طبیعت و سرشت او نهاده است.
بدین سبب ، دستور پوشش براى دختران به اقتضاى طبیعت لطیف آنان، سختگیرانهتر است. حال در این مقاله ، به بررسی دلیل این امر می پردازیم :
علّتِ بیشتر بودن پوشش قانونى دختران در جامعه و فرهنگ ما، منع کام جویى جنسى از آنان است که قطعاً به دوام بیشتر کانون خانواده و صمیمیت و محبت و دلبستگى بیشتر آنها در زندگى مشترک آیندهشان خواهد انجامید.
دختر و پسرى که قبل از ازدواج، عفیفانهتر زیستهاند و ازدواجشان نخستین تجربه آنهاست ، خوشبختتر زندگى مىکنند. پس در واقع، دختران، با رعایت حدود پوشش، به سلامت زندگى آینده و سالمتر ماندن همسر آینده خود، کمک کردهاند و البته چنین خویشتندارى و عفافى از سوى پسران نیز تضمین خوبى براى زندگى آینده خود آنهاست.
شاید یک علّت اینکه جوانان امروز در جوامع غربى از ازدواج، گریزان هستند، همین باشد ؛ زیرا آنان ازدواج را براى خود، یک محدودیت مىدانند و اکثر کامجویىهاى آنها در غیر محیط خانواده و در غیر کادر رسمى و در جریان معاشرتهاى آزاد و در محیطهایى غیر از خانه انجام مىپذیرد. طبیعى است که براى چنین کسانى، ازدواج، آغاز محرومیت است. برخلاف فرهنگ اسلامى که در آن، ازدواج جوانان، پایان محرومیّت و آغاز یک زندگى نوین و نیز کانون محبّت و فضایى براى کمالجویى و پیشرفتِ دوشادوش است. براى رسیدن به چنین سعادتى است که اسلام، به صورتى جدّى، مسلمانان را از دوستى با جنس مخالف، نهى مىکند.