"مشکلت راه‌حلش را یافت چون اجازه دادی به تو نه بگویند"



شیوانا از داخل دهکده عبور می‌کرد. جوانی را دید که مقابل در خانه‌ای می‌ایستد و می‌خواهد در بزند اما پشیمان می‌شود و از آن در فاصله می‌گیرد، اما چند قدمی که دور می‌شود دوباره به سمت در برمی‌گردد.

شیوانا نزدیک او رفت و مشکلش را پرسید. مرد جوان گفت: “صاحب این خانه یکی از آشنایان است. گرفتاری پیدا کرده‌ام و چاره مشکلم نزد اوست. می‌ترسم به او رو بیندازم و رویم را زمین بزند و جواب منفی بدهد. از سوی دیگر برایش کاری ندارد که مشکل مرا حل کند. مانده‌ام چه کنم؟”

ادامه مطلب

"داستان مردی که فقط به ریخت و لباس خودش می‌رسد و ثروتش را برای غریبه‌ها خرج میکند"



 

 

زنی با چند بچه قد و نیم قد نزد شیوانا آمد و به او گفت: “شوهرم دامدار است و درآمد خوبی دارد. اما به جای این‌که ثروتش را خرج تغذیه و رفاه همسر و کودکانش کند خرج لباس و اسب و تجملات خودش می‌کند و دایم سعی می‌کند با پول ریختن به پای دوست و آشنا به آنها ثابت کند که از لحاظ مالی وضعش عالی است و از بقیه جلوتر است.”
شیوانا با تعجب گفت: “این آدم‌هایی که شوهرت پولش را برای آنها خرج می‌کند از احوال و تنگدستی شما باخبرند؟”
زن سرش را پایین انداخت و گفت: “آری آنها گاهی به در منزل می‌آیند و وضع من و بچه‌ها را از نزدیک می‌بینند. اما هیچ نمی‌گویند و می‌روند. انگار فقط همسرم را قبول دارند.”

ادامه مطلب

"۲۵ نکته برای اینکه در محل کار کارآمدتر و شادتر باشیم"



آیا از محل ‌کارتان خسته شده‌ اید؟ دوست دارید رضایت کاریتان بیشتر شود و احساس کنید واقعاً کاری انجام می‌دهید؟ دوست دارید مثمر ثمرتر باشید و آخر روز که به خانه می‌آیید از فعالیت‌های آن روزتان احساس رضایت کنید؟ مطمئن باشید که می‌توانید. فقط کافی است که بخواهید و برای تغییر و نو کردن عاداتتان متعهد شوید. این نکات را رعایت کنید و خواهید دید که چقدر وضعیت کارتان تغییر می‌کند. و این پیشرفت به سایر قسمت‌های زندگیتان هم رسوخ خواهد کرد.

ادامه مطلب

"در اولین روز کاری چگونه بدرخشیم؟"



اولین روز کار همیشه استرس خاص خود را دارد. حضور در محیطی جدید با امید به آینده‌ای بهتر از یک طرف و آشنایی با افراد جدید، یادگیری چیزهای تازه و گذراندن فشار کاری آن روز از طرف دیگر.

در این روز پرمشغله‌ و مهم، قبل از انجام کارهای جدید به گروهی معرفی می‌شوید که به شما توجه داشته، کلید موفقیت شما هستند، پس در وهله اول خوب ظاهر شوید.

ادامه مطلب

"آرزوهای زنانه"



زن در حال قدم زدن در جنگل بود که ناگهان پایش به چیزی برخورد کرد. وقتی که دقیق نگاه کرد چراغ روغنی قدیمی ای را دید که خاک و خاشاک زیادی هم روش نشسته بود. زن با دست به تمیز کردن چراغ مشغول شد و در اثر مالشی که بر چراغ داد طبیعتا یک غول بزرگ پدیدار شد….!!!

زن پرسید : حالا می تونم سه آرزو بکنم ؟؟

ادامه مطلب
  • Page 1 of 2
  • 1
  • 2